استخراج آخال منحصر شده بود، و در عهد پوزانياس1 (نك نيمهٴ دوم سدهٴ دوم م) ديگر معادن قابل بهرهبرداري نبود. بار ديگر بهرهبرداري از معادن از سرگرفته شد، ولي اين بار نه به خاطر نقره، بلكه براي قلع، كادميوم و منگنز.
اشارات موجزي دربارهٴ كانيگري عبري را در فصل 28 كتاب ايوب ميتوان يافت.
ط. تاريخنگاري يوناني و عبري
هرودوت
هرودوت هاليكارناسوسي2 (در كاريا، تقريباً در نقطهٴ مقابل جزيرهٴ كوس) در حدود 484 زاده شد و در حدود 425 در توري3 لوكانيا4، در ايتالياي جنوبي درگذشت. او نخستين مورخ بزرگ، و نخستين كسي است كه علم و هنر را در اثر خويش به درستي تلفيق كرد. تاريخ نه جلدي او گزارش استادانهاي است از مبارزه ميان يونانيان و ايرانيان. هرودوت بارها در اروپا، آسيا و افريقا سفر كرد و در توصيفاتش از ملتها و كشورهاي بسيار كه در تاريخش آورده، اغلب حاصل مشاهدات خويش را عرضه ميكند، كه بهطور چشمگيري صادقانه و درست است. او بنا بر عرف امروزي نقّاد نيست، بلكه كاملاً صريح است. تاريخ او به خاطر مقدار معتنابهي اطلاعات جغرافيايي و نژادشناسي كه دارد، داراي اهميت به سزايي است: مثلاً در آنجا (كتاب 5، بند 16) احتمالاً تنها توصيف دست اول را از دهكدهاي متعلق به دورهٴ پيش از تاريخ كه بر روي يك درياچه واقع بوده (در مقدونيه) مييابيم.5
هرودوت تنگهٴ تمپه6 را (در تسالي7 شمالي) ناشي از يك زلزله ميداند. توصيف مشروح و واقعاً تحسينانگيز او از مصر حاوي بحث مفصلي دربارهٴ نيل است. او به رسوب سالانهٴ گل و لاي بر روي زمين توجه كرده و مصر را عطيهٴ رود نيل دانسته است؛ او بر اثر مشاهدهٴ بقاياي گوشماهيها بر روي ارتفاعات دريافته است كه زماني مصر سفلي را دريا فراگرفته بوده است [ولي رفته رفته رسوبات نيل دريا را به جلو رانده و دلتا را در دريا پيش برده است.8]
او (كتاب 7، بند 37) كسوفي را توصيف ميكند كه در بهار پيش از جنگهاي ترموپوله و سالاميس (480) اتفاق افتاده. ولي در آن سال هيچ كسوفي روي نداده است!